قرآن، تو را نوید میدهد

قرآن را روزانه تلاوت میکنی و همۀ همّ و غمّ تو این است که صحیح بخوانی، با صوت و لحن زیبا بخوانی، یک سوره را کامل تمام کنی و…؛ اما آیا تا به حال، در آیاتش تدبر کردهای؟
آیا تا به حال شده خودت را ملزم کنی که یک آیه از آن را خوب بفهمی که چه گفته و خودت را مخاطب خاص آن قرار دهی؟
همه اولیاء الهی به تدبر در قرآن دعوتمان کردند. در خود قرآن هم خداوند دعوت میکند که حق تلاوت قرآن را به جا آورید.
«امام صادق(عليهالسلام) درباره آيه «الَّذِينَ ءَاتَيْنَهُمُ الْكِتَبَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ» میفرماید: [يعنى] آياتش را شمردهشمرده مىخوانند، براى فهم معانى آن تلاش مىکنند، به احكامش عمل مىكنند، به وعدههايش اميدوارند و از تهديدهايش مىهراسند، از داستانهايش عبرت مىگيرند و فرمانهايش را به جا مىآورند و از نهىهايش دورى مىكنند. به خدا سوگند كه تلاوت بايسته قرآن، به حفظ آيات آن و پشت سرِ هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سورههاى آن و خواندن اَعشار و اَخماس آن نيست -كه حروف و كلماتش را حفظ كردند و حدود و معانىاش را فرو نهادند- ؛ بلكه [تلاوت بايسته آن] به تدبّر و تأمّل در آيات آن و به كار بستن احكام آن است که خداوند متعال فرموده است: كتابى است خجسته كه به سوى تو فرو فرستاديم تا در آيات آن تدبّر كنند.» (تفسير البرهان، ج1، ص316)
اگر حق تلاوت قرآن را به جا آوردیم چه خواهد شد؟
آنگاه قرآن راه و رسم زندگی صحیح را به ما میآموزد و دچار سردرگمیها و اضطرابها نخواهیم شد.
و نویدها میدهد به مؤمنینی که در مسیر الهی قرار گرفتهاند و عمل میکنند به آنچه به آن ایمان آوردهاند.
یکی از این نویدها؛ اطمینان، سکون و امن است.
«اطمینان یعنی حالت طمأنینه دل، حالت آرامشِ روح و قلب.»
«آرامش در مقابل دغدغه و اضطراب، آرامش و اطمینان در مقابل تشویش.»
«اطمینان به این معناست که مضطرب نیست، مشوّش نیست، آینده برایش روشن است، میداند که «او» پیش خواهد برد، لذا نمیهراسد.»
اطمینان به آن معنا نیست که بنشیند و حرکتی نکند و منتظر باشد که همه چیز را خدا برایش اصلاح کند. نه. اگر از اطمینان چنین معنایی به ذهن خطور کند، این معنا معنای صحیحی نخواهد بود. در اطمینان، حرکت نهفته است.
تو باید به سوی بهترشدن، به سوی عملکردن به دستورات و قوانین دین حرکت کنی، باید مدام در حال ساختهشدن و نوشدن باشی، تلاش و حرکت کنی.
حال در این مسیر، موانع بسیار است؛ یکی از این موانع «ترس» است. ترس از زحمتها، ترس از بیخوابیها، ترس از تلاشکردن و نرسیدنها، ترس از طردشدن از سوی کوتهفکران به ظاهر اندیشمند و…؛ زمانی میتوانی بر این ترسهایت غلبه کنی که اطمینان به خدای عزیز و حکیم کنی.
مانع دیگری که بر سراهت خواهد آمد؛ «طمع» است. طمع به زندگی راحت.
سیر عبودیت، با راحتطلبی و یکجا نشستن مغایرت دارد. مدام باید تلاش و مجاهده کنی. موانع راه بسیارند، وسوسههای شیاطین جن و انس تو را یک لحظه رها نخواهد کرد و آنچه در این راه جاذبههای زمینی و دنیایی را ضعیف میکند و تو را جذب جاذبه قویتری میکند؛ اطمینان، طمأنینه دل و آرامش روح و قلب توست که جاذبههای پست و حقیر و کوچک را رها میکنی و به جاذبه قویتر خداوندی دل میبندی.
حضرت آیت الله خامنهای در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» میفرماید: «این آدم وقتی که با این جاذبه قوی، با این روحیه قوی وارد راهی شد و مشغول پیمودن آن راه شد، دیگر جاذبه زن و فرزند و چیزهای دیگر و زیباییها و راحتیها و خوشیها و لذتها و عیشونوشها در او اثری نمیگذارند. این آدم کیست؟ آدم مطمئن، «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً» (سوره فجر، آیات27و28). آن کسی که میتواند راه خدا را تا آخر بپیماید، به سرمنزل و هدف منظور و مقصود نائل آید، که مطمئن باشد و حالت اطمینان و سکون در او باشد. اطمینان به این معناست؛ یعنی جاذبهای او را بکشاند. جاذبه ایمان، جاذبه علاقه به خدا، جاذبه علاقه به هدف آنچنان او را مجذوب کند و به سوی خود بکشاند که همه جاذبههای دیگر برای او هیچ و پوچ و مسخره بیایند.»
دیدگاهتان را بنویسید